تبليغاتX
مسافر زهرا(س)


سال‏هاست که به تمناي ظهور او دست به دعا برداشته‏ايم.

در انتظارش شکوه‏ها در دل داريم و از دوري‏اش داغ‏ها بر سينه.

 سال‏هاست که خزان بودن و سرد و تاريک بودن را حس مي‏کنيم

و در پي خورشيدي گرمابخش و نوراني مي‏گرديم.

سال‏هاست که از عشق او دم مي‏زنيم و زندگي را با شربت تلخ صبوري مي‏گذرانيم. و اين دوري، اين سرما وتاريکي و خزان زدگي، و اين تلخي صبر، تصوير عمل ماست که در آينه‏ي حکمت خدا افتاده است و پژواک کرده‏هاي ما که از ديواره‏هاي قانون خلقت به سوي‏مان برمي‏گردد.

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد 
گناه بخت پريشان و دست کوته ماست

عجب داستان شگفتي است داستان عاشقي ما و غفلتمان!

سخت منتظريم، دل‏هامان سخت شيفته است. صبح‏هاي جمعه را از ژرفاي دل مي‏ناليم و ندبه مي‏کنيم، اما انتظار و عاشقي فقط به معناي ندبه نيست.

و تنها در لحظه شماري تا آن لحظه‏ي موعود معنا نمي‏شود.

انتظار امام، يعني پا بر جا ماندن در جاده‏ي رضايتمندي او و يعني درک عمق ارزش‏هاي ديني و عمل به آن‏ها و اين مثل نگهداشتن آتشي در دست است.

.
در حکمت ازلي خدا آنچه بر بندگان جاري است، تصوير عمل خود آنان است

و بازتاب آنچه خود فرستند.

او صد قدم پيش مي‏آيد. آينه‏ي لطف خدا نور پرتوهاي ايمان و عشق به ولايت را

چند برابر باز مي‏تابد.

با اين پرتوهاي نوراني است که مي‏توان از گرماي عشق به ولايت لبريز شد و خروشان و شيدا به سوي آن موعود منتظر شتافت؛

که انتظار، ماندن و پوسيدن نيست، بلکه رفتن و خروشيدن است

و شوري که اين خروشيدن را به پا مي‏کند، شور ايمان و خلوص و معرفت است

 و اين جاست که بايد از بشارت امام سجاد عليه‏السلام لبريز شد که فرمود:


هر کس در زمان غيبت قائم ما، در محبت و ولايت ما ثابت قدم بماند، خداوند به او پاداش هزار شهيد از شهداي بدر را عنايت فرمايد.

                                             ....................

اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف رسولک...
اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف رسولک،

اللهم عرفني رسولک فانک ان لم تعرفني رسولک لم اعرف حجتک،

اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرفني حجتک ضللت عن ديني،

اللهم لا تمتني ميته جاهليه، و لا تزغ قلبي بعد اذ هديتني.


پروردگارا! معرفت خويش به من عطا فرما که اگر معرفتت به من عطا نفرمايي

 رسولت نمي شناسم.

 بارالها! رسولت به من شناسان که اگر رسولت به من نشناساني حجتت نمي شناسم.

 خدايا! حجتت به من شناسان که اگر او را به من نشناساني از دينم گمراه شوم. خدايا! مرا مانند مردن جاهليت نميران، و دلم را پس از آن که هدايتم کردي منحرف منما.
الهی آمیییین....

التماس دعا.....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387;ساعت 16:59;  توسط کنیز مولا;  | 

 سال‏هاست که در انتظار بهاريم و چشم به راه شکفتن شکوفه‏ي نرگس

 

 وقتي بهار با سپيدي شکوفه‏هايش از دريچه‏ي چشمانم سرک مي‏کشد،

موج اشکي فرو خفته، از درون سينه‏ي تنگم به ديواره‏ي دل مي‏کوبد و تو را مي‏جويد.
بهار زيباست، لطيف و دوست داشتني است،

         اما بي‏تو اي زيباترين! اي لطيف‏ترين! اي بهار جان و اي طراوت بهاران!

هيچ زيبايي، دلم را بر نمي‏انگيزد؛ که دل در فراق تو سوخته دارم و نگاه در راه تو دوخته.
                             اي بهاري‏ترين فصل‏ها!  اي سبزترين بهاران!

دور از نگاه مهربان تو، دور از عنايت رحيمانه‏ي تو و دور از سرانگشت لطف تو، خزانيم و سرد، خشکيم و عطشناک. فراق تو برف سپيد کهولت بر چهره‏مان مي‏نشاند.

 بيا که با تو بهاري شويم، بروييم و بيدار گرديم؛ که روييدن، تنها به زلال عشق تو معنا مي‏يابد و باقي روييدن‏ها، ماندن است و پژمردن.


بهار مي‏آيد، بهار سبز حقيقت، بهار پاک‏ترين دل‏هاي آسماني، بهاري‏ترين بهار تاريخ، به خداي آسمان و زمين قسم که حقيقت دارد. [1]  بهار مي‏آيد و خدا زمين مرده را باز زنده مي‏کند [2]  شايد فردا و شايد فردايي ديگر، آنچه حق است وعده‏ي خداست که بهار مي‏آيد [3] 

چه باشم وچه نباشم،بهاردرراه است 
بهار، همنفس ذوالفقار در راه است

نگاه منتظران، عاشقانه ميخواند 
که آفتاب شب انتظار در راه است

به جاده هاي کسالت،به جاده هاي تهي 
خبر دهيد که آن تکسواردرراه است

کسي که با نفس آفتابي اش دارد 
سر شکستن شبهاي تار،درراه است

کدام جمعه؟ندانسته ام،ولي پيداست 
که آن وديعه ي پروردگاردرراه است

دلم خوش است ميان شکنجه ي پاييز 
چه باشم وچه نباشم، بهاردرراه است

 

 براي آمدن بهار، براي ديدن سبزترين روز هستي، براي حس کردن زلال‏ترين وجود عالم خلقت، بايد رشته‏ي انتظار را از صميم قلب تا اوج آسمان اجابت بگشاييم.

بايد به تضرع و تمنا بخواهيم که بهار بيايد، بخواهيم که ظلمت و سرماي زمستان غيبت به سر آيد. بايد ظهور بهار را انتظار بکشيم.  

 آن قدر چشم بر آسمان تمنا بدوزيم تا نسيم حضورش را حس کنيم و در پرنيان دلپذير نگاهش، وجود را سبز ببينيم.

آنچه حق است، وعده‏ي خداست که مهدي موعود مي‏آيد و آنچه بر ماست، آراستن جان ناقابل است تا لايق درگاه دوست گردد.

گر نثار قدم يار گرامي‏نکنم 

 
گوهر جان به چه کار دگرم بازآيد
 

 

اي زنده‏ترين روح حيات! اي شاداب‏ترين بهار هستي!

چشمانمان منتظر آمدنت می مانند  ....

در این سال جدید برای همه دوستان  سالی توام با سلامتی وبرکت آرزو می کنم و امیدورام بهاری که در پیش داریم سرسبزترین بهارعمرمون باشه و چشمان هممون شکفتن گل نرگسی که سالها در انتظارشیم را شاهد باشه

بي‏ترديد او خواهد آمد و بهار را با همه‏ي طراواتش براي دل‏هامان به ارمغان خواهد آورد.

خیلی از همگی التماس دعا....

بیشتر متن بالا هم از کتابی که خیلی دوسش دارم روح بهار نوشته خانم منیره زارعان نوشتم بوستان کتاب قم

سال نو همگی مبارک ...سال خوبی داشته باشید


۱-ذاریات ایه ۲۳

۲ـحدید ایه ۱۷

۳-مفاتیح الجنان-صفحه۸۶۸

شعرهم ازمحمد سنجری

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386;ساعت 0:44;  توسط کنیز مولا;  | 

   
    بس که ماندم در حصار انتظاري تلخ، معلومم نشد 
   خوبِ من کي خواهد آمد، عصر آن آدينه را معنا کند

   خواب سبزي ديده ام، انگار مي آيد سواري سبزپوش 
   شعله ور خشمي بدستش تا تب ديرينه را معنا کند

گنج انتظار
در بين قصه هاي کهن ايراني، قصّه پيرمردي را مي خوانيم که وقتي مرگ خويش را نزديک مي يابد،
پسرانش را فرا مي خواند و سخن از گنجي بزرگ به ميان مي آورد که در مزرعه مدفون است.

او بدون آنکه مکان دقيق نهاني گنج را به آنان بگويد چشم از دنيا فرو مي بندد.
فرزندان او در طلب گنج سرتاسر زمين مزرعه را مي کاوند و در پايان نااميد از پيدا کردن گنج، بر زمين زير و رو شده و به خوبي شخم خورده، بذر مي پاشند.

چند ماهي بعد، زماني که انبوه چشم نوازِ گياهانِ روييده از خاک خوب و آماده، به بار مي نشينند و محصولي سرشار و ثروتي فراوان به ارمغان مي آورند، راز گنج مزرعه گشوده مي شود و عاقبت انديشي پيرمرد حکيم بر فرزندان آشکار مي گردد.

انتظار را از آن رو که خود کندوکاوي جهادگرانه است و از آن جهت که حرکت و تلاش و مقاومت و صبر را به همراه دارد، مي توان به جستجوي بي امان فرزندان در طلب گنج موعودِ پيرمرد شبيه دانست. با اين تفاوت که گنج موعود انتظار، خود نيز حقيقتي ترديد ناپذير است.
انتظار دوران با شکوه امام زمان (عليه السلام) تنها بهانه اي براي حرکت پيگير منتظران نيست، بلکه خود نيز براستي گنجي واقعي است، گنجي که پربهاتر از آن در سرتاسر آفرينش وجود ندارد.


انتظار امام زمان (عليه السلام) يعني انتظار خلاصه همه خوبيهاي خلقت.
و انتظار دوران امام زمان (عليه السلام) يعني انتظار عصاره همه تاريخِ سراسر نور و هدايت پيامبران.
اگر انتظار کشيدي و به مقصود رسيدي، او را ديدي، کلام جانبخشش را شنيدي، دست عنايتش را برسرت احساس نمودي، در سايه حکومتش حکومت توحيد و عدالت و انسانيت را تجربه کردي،

 و در دوران خلافتش، خليفة اللّهيِ انسان را مجسّم يافتي، کامياب خواهي بود.
و اگر انتظار کشيدي و به مقصود نرسيدي، او را نديده مُردي، و طعم عدالت موعود را نچشيده وعده حق را اجابت کردي، باز هم کامياب خواهي بود; زيرا انتظار فرج خود از بالاترين مصاديق فرج و گشايش است.

                           «انتظار الفرج من اعظم الفرج» [1] .

شکوه و دعا
در دعاي «افتتاح» که از حضرت حجت(عج) نقل است، اين شکايت تلخ و اين دعاي دلپذير را مي خواني:
«اللّهُم اِنّا نرغب اليک في دولهٍ کريمهٍ تُعِزُّ بها الاسلام واهله وتذلُّ بها النّفاق واهله وتجعلنا فيها مِنَ الدّعاهِ الي طاعتک والقاده الي سبيلک وترزُقُنا بها کرامه الدّنيا والاخره ... اللّهُم اِنّا نَشکُو اليک فَقدَ نَبيّنا - صلواتک عليه وآله - وغَيبَهَ وَليّنا وکثره عَدُّوِنّا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدَّهَ الفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزمان علينا.»


«خدايا! ما از تو اميد داريم آن حکومت کريمي را که به سبب آن اسلام ومسلمانان را عزت بخشي ونفاق واهل آن را ذليل گرداني، برقرار سازي وما را در آن، از دعوت کنندگان به طاعت خويش واز رهبران راه هدايتت قرار دهي وکرامت دنيا وآخرت را به ما روزي فرمايي ...

خدايا! از نبودِ پيامبر ما - که درود تو بر او وخاندانش باد -، غيبت ولي ما وفزوني دشمن ما وکمي عدد ما، زيادي فتنه هايي که بر ما فرود مي آيد وناسازگاري زمانه به تو شکوه مي کنيم».

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اَلّلهُمَّ کُلِّ وَلِّيِکْ اَلْحُجَةِ بْنِ الْحَسَنْ صَلَواتُکَ عَلَيْه وَ عَلي آبائِهْ فِي هذِهِ ساعَةِ وَ فِي کُلِ ساعَةْ وَلِياً وَ حافِظا وَ قاعِداً وَ نَاصِرا وَ دَليلاً وَ عَيْنا حَتّي تُسْک‍ِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتَعَهُ فِيها طَويلا.

                                                                                    التماس دعا.....


برگرفته از کتاب انتظاربهار و باران واحد تحقیقات مسجد جمکران

۱-امام سجادـ(ع)-بحار الانوار جلد۵۲ص۱۲۲

شعر  اغازین از(علي پورحسن آستانه)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386;ساعت 23:54;  توسط کنیز مولا;  | 

     ما 

 یک دلگان خـاک کف پـای حسینیم    

 

 ما نسل به نسل عاشق وشیدای حسینیم

 

عاشورا و انتظار

 

امام چهارم حضرت سيد الساجدين زين العابدين علي بن الحسين (ع)

 

از پدرش سيد الشهدا، حسين بن علي عليهما السلام نقل مي کند که

 

 پدرم فرمود:

 

يا وَلَدي يا عَليّ وَالله لا يَسکُنُ دَمي حَتّي يَبعَثَ اللهُ المَهديَّ

 

فَيَقتُلَ عَلي دَمي منَ المُنافقينَ الکَفَرَة الفَسَقَة سَبعينَ اَلفاء

 

 

اي فرزندم، اي علي، به خدا قسم خون من از جوشش نمي افتد

 

تا اينکه خداي متعال حضرت مهدي عج را برانگيزاند تا انتقام خون مرا از

 

 هفتاد هزار نفر از منافقين و فاسقين بگيرد

 

 

       

 

ظهر عاشورا، زمين کربلا بود و حسين

پيش خيل دشمنان، تنها خدا بود و حسين

 

هر طرف پَرپر گلي از شاخه اي افتاده بود

و اندر آن گلشن، خزان لاله ها بود و حسين

 

داشت در آغوش گرمش، آخرين سرباز را

زآن همه ياران، علي اصغر به جا بود و حسين!

 

آخرين سرباز هم غلطيد در خون گلو

بعد از آن گل، خيمه ها ماتم سرا بود و حسين

 

يک طرف جسم علمدار رشيد کربلا

غرقه در خون، دستش از پيکر جدا بود و حسين!

 

عون و جعفر، اکبر و اصغر به خون خود خضاب

کربلا چون لاله زاران باصفا بود و حسين

 

تير باران شد تن سالار مظلومان فراز!

هر طرف از شش جهت تير بلا بود و حسين

 

                                                        شعر ازسيد تقي قريشي فراز

 

سالروز شهادت سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین و قمربنی هاشم(ع) را خدمت یوسف فاطمه صاحب الزمان(عج)و تمامی عاشقان مولا تسلیت عرض میکنم.

 

 التماس دعا......

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386;ساعت 23:55;  توسط کنیز مولا;  | 

Mehdi

 

 

 شیخ صدوق در(عیون اخبار الرضا)با سه سند ازامام رضا(ع)نقل می کند که گفت:

پیغمبر اکرم(ص)فرمود:

 

افضل اعمال امت من انتظار فرج پروردگار است که لطف نموده امام زمان را برای نجات مردم از چنگ ظلم و بد بختی آشکار گرداند.

 

شیخ الطایفه(ره)در کتاب(امالی)از سعید ابن مسلم و او از امام زین العابدین(ع)رووایت کرده که پیغمبر فرمود:هر کس با اندکی از روزی خدا از خداوند راضی باشد،خدا هم به عمل قلیلی از وی خشنود است و انتظار فرج عبادت است.

 

در جلد هفدهم بحار النوار آمده:مردی از حضرات علی(ع) پرسید:کدام عمل نزد خدا محبوب تر است؟فرمود:انتظار فرج.

امام زین العابدین (ع)فرمود:غیبت بوسیله دوازدهمی از جانشینان رسول خدا وامامان بعد از او ممتد میشود.

مردم زمان اوکه معتقد به امامت وی می باشند و منتظر ظهور او هستند،از مردم تمام زمانها بهترند،زیرا خداوندعقل و فهمی به آنها داده که غیبت در نزد آنهاحکم مشاهده را دارد!

خداوند آنها را در آن زمان مثل کسانی می داند که با شمشیر در کنار پیغمبر(علیه دشمنان دین)پیکار کرده اند،

آنها مخلصان حقیقی و شیعیان راستگوی ما هستند که مردم را به طور اشکار و نهان به دین خدا می خوانند.و هم فرمود:انتظار فرج بزرگترین فرج است.

 

در کمال الدین و معانی الاخبار از ابو بصیر روایت می کند از امام صادق(ع)که فرمود:

 

طوبی برای کسی است که در غیبت قائم ما چنگ به گفتار ما زند و بعد از انکه هدایت یافت دلش از دین حق بر نگردد.

من عرض کردم:فدایت شوم،(طوبی)چیست؟

فرمود:که طوبی درختی است در بهشت که ریشه آن در خانه علی ابن ابیطالب است و شاخه هایش در خانه های مومنین میباشد؟

 

اینست معنی آیه شریفه(طوبی لهم و حسن مآب)

 

همچنین روایت شده از امام علی(ع) که فرمود:منتظر فرج(آل محمد)باشیدو از رحمت خداوند نا امید نشوید.زیرا که بهترین اعمال در نزد خداوند انتظار فرج است.

 

و هم فرمود:طاقت کندن کوهها آسانتر از انتظار دولتی است که ظهورش به تاخیر افتاده است.

از خداوند مدد بخواهید و صبر پیشه سازید که خداوند زمین خود را به بنده شایسته خود میسپارد و عاقبت نیک از آن پرهیز کاران است.پیش از رسیدن دولت حق شتاب مکنید که پشیبمان میشوید و مدت انرا دراز مشمارید که باعث قساوت  دلهاتان می گردد.

کسیکه عشق به ظهوردولت ما را به دل گرفته است در حظیره القدس(مکان مقدس بهشت)با ما خواهد بود، و کسی که منتظر امر ماست، همچون شهیدی است که در راه خدا در خون خود غلطیده است.

 

 ای کاش می دانستیم کی دلهایمان به ظهور تو آرام خواهد گرفت...!

 

 خدایا ما را جزو منتظران واقعی آقامون قرار بده.....الهی امین

                                                                                 ادامه دارد.......

 

 دلم اندر هوایت پرکشان است ... که یاد تو مرا آرام جان است
توهستی نور مطلق یابن الزهرا ... هجوم ظلم و ظلمت بی امان است
بیا آنی نظر بر این دلم کن ... مرا سود دو عالم در همان است
به قربان قدومت هستی من ... که ذکر جان و دل صاحب زمان است

 

از همگی التماس دعا.....

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386;ساعت 0:40;  توسط کنیز مولا;  | 

علت تشبیه امام غائب به خورشید پنهان در ابر

 

 

تشبیه وجود اقدس امام زمان(عج)به آفتاب پنهان در ابر به اموری چند است:

 

اول_اینکه نور هستی و علم هدایت به توسط آنحضرت به خلق خدا می رسد.زیرا با اخبار مستفیضه ثابت شده که ذوات مقدسه(ائمه اطهار)علت غائی ایجاد مخلوق عالمند

 و اگر آنها نبودند نور عالم به غیر آنها نمی رسید و ثابت شده که به برکت و وساطت و توسل به آنها،علوم و معارف حقه برای مردم اشکار می گردد،و گرفتاریها از آنها بر طرف می شود.

واگر آنها نبودند مردم به وسیله اعمال زشت مستحق انواع عذاب الهی بودند چنانکه خداوند فرموده است:

                       و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم

مادام که تو(پیغمبر)در میان آنها هستی، خدا آنها را عذاب نمی کند.۱

 

دوم_همانطور که آقتاب پوشیده در ابر با همه انتفاعی که مردم از آن می برند،در هر ان انتظار دارند،ابر بر طرف گردد و قرص آن پیدا شود تا بیشتر از آن منتفع گردند

،همینطور در ایام غیبت امام زمان(عج)نیز شیعیان با اخلاص در همه اوقات انتظار آمدن و ظهور اورا دارند، و از این نظر مایوس نمی گردند.

 

سوم_اینکه کسانیکه وجود آن حضرت را با همه آثار و علائمی که دارد،انکار می کنند، مثل انکار کنندگان وجود خورشیدبه وقت ناپدید شدن در ابرها،میباشند.

 

چهارم_اینکه گاهی پنهان گشتن خورشید در میان ابرها، از آشکار بودنش برای بندگان خداوندروی مصالحی بهتر است،همچنین غیبت امام زمان(عج) برای مردم در طول غیبت، نظر به مصالحی بهتر است و به همین جهت هم از نظرها غائب گردید.

 

پنجم_اینکه هر کسی به خورشید می نگرد، قادر نیست آنرا بیرون از ابرها ببیند بلکه گاهی ممکن است بواسطه ضعف قوه دید،اگردر قرص افتاب نگاه کند،بینایی خود را که نمی تواند خورشید را احاطه کند هم از دست بدهد

.همینطور افتاب وجود مقدس امام زمان(عج)نیز،بسا هست که اگر همه او را ببیند، زیانبخش به حال مردم باشدو موجب کوری دل انها از دیدن افتاب حقیقت گردد.در صورتیکه در غیبت آن حضرت چشم بصیرتشان قادر است متحمل ایمان به او گردد چنانکه انسان می تواند ار لابه لای ابر نگاه به خورشید کند و ضرری هم نبیند.

 

ششم_اینکه گاهی آفتاب از میان ابرها بیرون میاید،یکی به آن می نگرد و دیگری توجه ندارد همینطور ممکن است آن حضرت در ایام غیبت برای عده ای آشکار شود ولی دیگران نبینند.

 

هفتم_اینکه اصولا ائمه اطهار از لحاظ نفعی که برای عالم وجو دارند، همانندخورشید می باشند،وتنها آنها که کور دلند نمی توانند از اشعه جمال انها بهره مند گردند چنانکه در اخبار ایه شریفه

             من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره و اعمی و اضل سبیلا۲

  که تفسیر به این معنی شده است.

هشتم_اینکه همانطور که شعاع خورشید به میزان روزنه ها و شبکه های خانه ها وارد آن می شود و بقدر ارتفاع موانع خانه ها،در آن می تابد،

 همچنین مردم نیز به اندازه موانع حواس و مشاعرشان که عبارتست از شهوات انسانی و علائق جسمانی و خود شبکه های دلهای آنهاست،و هم بقدری که پرده های کثیف هیولانی راازدلهای خود به کنار می زنند از انوار هدایت و راهنمایی ائمه اطهار علهم السلام استفاده می کنند.

 

.(وقتی پرده های هواپرستی و موانع رااز پیش خود بردارد مانند کسی میشود که در زیر آسمان قرار گرفته و نور افتاب بدون مانع از هر سواو را احاطه کرده است.)

 

                                  اللهم عجل لفرج مولنا صاحب العصر والزمان...........

 

 

ان شالله درپست های بعدی ادامه بحث علل غیبت امام زمان(عج)و وظایف منتظران......

 


 ۱-سوره انفال آیه۳۳

۲ـسوره طه آیه۱۲۳

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386;ساعت 1:41;  توسط کنیز مولا;  | 

 

علت غیبت امام زمان(عج)

 

 

در کمال الدین و علل الشرایع  از عبدالله بن فضل هاشمی نقلکرده که گفت:از حضرت صادق(ع)شنیدم میفرمود:

 

صاحب الامر غیبتی دارد که ناچار ار آنست وهر پیرو باطل در آن تردید می کند.من عرض کردم:یا ابن رسول الله چرا غیبت می کند؟فرمود: به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم

 

عرضکردم چه حکمتی در اوست؟فرمود:همان حکمتی که در غیبت سفرای الهی پیش از او بوده است،حکمت غیبت قائم ظاهر نمی شود مگر بعد از آمدن خود او،

چنانچه حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار،برای موسی ظاهر نگشت مگر وقتی که خواستند از هم جدا شوند

 

ای پسر فضل!این کار از امور الهی وسری از اسرار پروردگاروغیبی از غیبهای خداوندی است.وقتی ما دانستیم که خدای عزوجل حکیم است،تصدیق می کنیم که تمام کارهای او از روی حکمت می باشد.هر چند علت آن برای ما اشکار نگردد!

 

از امام صادق (ع) روایت شده که فرمودند:

 

از روزی که خداوند آدم را آفرید زمین از حجت ظاهر و مشهور یاغائب ومستورخدا خالی نمانده و همچنان نیز خالی نمی ماند تا قیامت بر پا شود،و اگر جز این بود خداوند پرستش نمی شد.

 

سلیمان اعمش می گوید:به حضرت صادق(ع) عرضکردم:چگونه مردم می توانند از حجت غائب نفع وانتفاع برند؟

 

فرمود:همانطور که از آفتابی که در ابرها پنهان است نفع می برند.

 

قطب الدین راوندی از کلینی نقل می کند که:

 این مطلب از ناحیه مقدسه امام زمان به وسیله محمد بن عثمان وارد شد:(

(و اما غیبت که واقع شده،خداوند می فرماید:ای کسانیکه ایمان اورده اید سوال نکنید از چیزهایی که اگر برای شما ظاهر گردد، شما را متاثر سازد)).

((هر یک از پدران من ناچار از آن بودند که بیعت با ظالم زمان خود را بگردن بگیرند ولی من موقعی ظهور می کنم که بیعت هیچ یک از ستمگران را بگردن نگرفته ام چگونگی انتفاعی که مردم در غیبت من از وجودم می برند مانند استفاده از آفتاب است که ابر آنرا از نظرها مستور ساخته است.

وجود من امان مردم روی زمین است چنانچه ستارگان امن اهل آسمان است.پس درهای سوال را از چیزی که سودی به حال شما ندارد ببندید،و برای فهم چیزی که تکلیف به آن ندارید خود را ناراحت نکنید و برای تعجیل در فرجم زیا دعا کنید که آزادی شما به این است.

 

                                                             ادامه دارد..............

 

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا.

مهدی موعود(عج) جلد سیزدهم بحار الانوار
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386;ساعت 1:38;  توسط کنیز مولا;  | 

 

  

مولای من بازم یه جمعه دیگه از راه رسید...

نور امید این وقتها عجیب تو دلم خونه می کنه

با خودم میگم: خدایا

 میشه امروز همون روزی با شه که انتظارا تموم میشه؟؟؟

میشه امروز همون روز موعودی باشه  که سالیان سال همه منتظرشن؟؟

آقا جون من تا کی می خوای هممونو منتظربذاری؟؟

 

منتظران را به لب آمدنفس    ای زتو فریاد  بفریاد رس

 

کی میای تا جان بشی واسه این جسمای خسته؟؟

کی میای تا این شب تاریک وتیره منتظران  نورانی ومملو از شادی بشه؟؟

کی میای تا مرحمی بشی واسه این  جگر سوختگان؟؟

چشمای هممون منتظرت می مونند  منتظر تا برگردی.... 

                                            ....................

هر روز تا به شب زغمت ناله سر کنم      شب را به یاد زلف سیاهت سحر کنم

هر دم دهم به دیده دل مژده وصال          ترسم به پای دیده و دل،عمر سر کنم

گر دیده ام ز دوری روی تو شد سپید        غم نیست که خاک راه توکهنه بصر کنم

من عاشقم به وادی عشقت نهم چو پای    حاشا که من زخار مغیلان حذر کنم

خواهم که زنده باشم و اندر رکاب تو        چان بسپرم به پای تو و ترک سر کنم

با ساربان عشق بگو محملم ببند            خواهم به سوی کشورخضرا سفر کنم

تو در دل منی و من بی خبر ببین             بیهوده خویش را در طلبت در به در کنم

 

 

 

اگر خدا بخواد قصد دارم در پست های بعدی شروع کنم به نوشتن بحثهایی دنباله دار و پیوسته در مورد علل غیبت امام زمان و وظایف منتظران آن حضرت و....

 سعی میکنم منابعی هم که ازشون استفاده میکنم در پایین هر پست قید کنم

به امید ظهور هر چه سریعتر مسافر زهرا(س)......

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386;ساعت 0:5;  توسط کنیز مولا;  | 

 

 

بر ساحت سپيد فطروبر ماه دلاراي غفران درود مي فرستيم كه عشق را برايمان ترسيم كرد و مشتاقان علي را به ضيافت قدر رهنمون ساخت

 

عيد فطر روز تولد فضيلت ها،جلوه دادن و به بار نشستن خوبي ها و ازشهد شيرين عشق نوشيدن است.

 

فطر،عشوه عرش بر ساكنان خاك و قصيده سراي معرفت

بر مقيمان مدينه فطرت است.....

 

پروردگارا،اكنون كه ماه ضيافت الهي به اتمام رسيده

 ضيافت عشقت را بر ما تمام مكن و در حال ما را از گناه و خطا مصون دار

 

 

خدايا... لطفت را شاكرم كه فرصت درك و استفاده

از يك ماه پر خير و بركت را به من دادي

و گذاشتي تا به خودم فرصت دهم براي فكر كردن و انديشيدن وبه خود آمدن از آنچه در غير اين ماه داشتم وانجام می دادم

 

 

عيد فطر كه پاداش افطاري هاي خالصانه و مهر قبولي

انفاقهاي به قصد قربت بر فاتحان عرصه هاي جهاد با نفس است مبارك باد

 

سي روز خواستن و توانستن مبارك...........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386;ساعت 1:53;  توسط کنیز مولا;  | 

 

                                       فزت و رب الكعبه

   

 

علی دانم چرافزت ورب الكعبه را گفتی؟

علی دانم چرا در سفره عقدت كه يك سجاده بودی در دل محراب   برای وصل معشوقت،بسان عاشقان،لبيك را گفتی!

چرا كه زين قفس راحت شدی

پر را گشودی

سوي حق پرواز كردی

وه،عجب خوش نغمه را گفتی

چرا كه بعد پيغمبر(ص) و بعد همسرت زهرا(ع)

يكي محرم نميديدی كه راز دل به او گويی

وليكن نيمه شب ره در بيابان مي نمودی،سر در ميان چاه مي كردی،وراز دل به چاه آب مي گفتی

علي راحت شدی از ناكثين از مارقين ازقاسطين

همانها كه صفين در دلت خونها بكردند در صف ميدان

همانها كه به محض ديدن قرآن به روي نيزه دشمن

سلاح خود به زير آورده و اعلام بنمودند،آتش بس

و تو فرمانده لشگر تو آواي پيمبر

به آنها بانگ در دادي كه اي مردم،منم قرآن

و اين قرآن كه مي بينيد اكنون بر سر نيزه فريب است و رياكاري

اگر امروز اين قرآن صامت را به زير اندر نياندازيم

به فردا روز  راس سبط پيغمبر حسين من به روي نيزه خواهد شد

ولي افسوس،صد افسوس