تبليغاتX

*** مسافر زهرا(س)***


 

آقا اجازه.....

آقا اجازه! اين دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان!

قصدم گلايه نيست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به اين نوشته بگوييد «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمين
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کوير
باران بيار و باز بباران از آسمان

- اهل بهشت يا که جهنم؟ خودت بگو!
- آقا اجازه! ما که نه در اين و نه در آن!

«يک پاي در جهنم و يک پاي در بهشت»
يا زير دستهاي نجيب تو در امان!

آقا اجازه!............................
.......................................!

باشد! صبور مي شوم اما تو لااقل
دستي براي من بده از دورها تکان...


شعر از http://www.s-a-madisei.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388;ساعت 0:51;  توسط کنیز مولا;  | 

 

من امشب زار مي نالم چرا مولا نمي آيي؟            چرا اي صبح بي پايانترين يلدا نمي آيي؟


دلم را نذر کردم تا به چشمانت بياويزم              ضريح چشمهايت قبله گاه ما، نمي آيي؟!

طلسم انتظار کهنه ي چشم مراکافيست              که در هم بشکني با يک نگاه، اما نميآيي

تمام جاده ها چشم انتظارمقدمت هستند               سوار سبز پوش وادي بطحا! نمي آيي؟!

ببين در انتظارم تا نثار مقدمت سازم               دلم را ـ هستيم،داروندارم را ـ نميآيي؟

زمين آئينه ي تاريکي وکفر و تفرعن شد                غرور آخرين از نسل اعطينا نمي آيي؟

تو گفتي جمعه ي موعود مي آيم; نميدانم          چرا مولا،چرا مولا، چرا مولا،نمي آيي؟
!

يکي از وظايف مسلم شيعيان در زمان غيبت امام، دعا براي قرب ظهور و درخواست قيام آن حضرت است.

نشانه شيعه راستين آن است که هر صبح و شام و با هر نماز و نياز، دست حاجت به پيشگاه خداوند رئوف مي برد و از او ظهور مولايش را درخواست مي کند.

شيفته حقيقي امام زمان عليه السلام، در دعا براي ظهور محبوبش اسير الفاظ نيست، گرفتار عبارت پردازي نيست، بلکه از عمق جان دعا مي کند و با تمام وجود، ديدار امامش را مي طلبد. تنها زبانش سخن نمي گويد، بلکه قلبش در هجران يار مي سوزد. دلش در فراق محبوب، مضطرب است. ديدگانش در انتظار ديدار اشکبار است و گردش زبانش در کام، همچون اشکهاي غلطانش بر گونه، نشانه محبت دروني و علاقه قلبي به مولا و محبوب است.

در دوران تاريک و طوفان زده غيبت، تنها کساني به راه نجات و سعادت رفته اند که پيوسته به ياد امام زمان عليه السلام هستند و همواره در فراقش اشک مي ريزند و براي قرب ظهورش دعا مي کنند.

شيعه شيفته به سان انساني فارغ و بي سوز، نيايش نمي کند، بلکه مانند عاشقي دلباخته، با دلي پر سوز و گداز دعا مي کند. او از صميم قلب، امامش را مي طلبد و با تمام وجود براي ظهور مولايش دعا مي کند. .

دلباختگان حضرت ولي عصر عليه السلام و شيفتگان آن حضرت، از ياد او و جستجوي وجود شريفش غفلت نمي ورزند. آيا ممکن است کسي شيفته او باشد و فراموشش کند؟ هرگز. و آيا مي شود دلباخته جانسوزي پيوسته به ياد او باشد، به حضرتش درود و سلام فرستد، اشک اندوه ببارد، در هجرانش بسوزد، براي ظهورش دعاکند، ولي آن حضرت، او را از ياد ببرند و به فريادهاي مشتاقانه پاسخ نگويند؟! نه، نه، هرگز، او چشمه لطف و احسان است. او منبع جود و بزرگواري است. او باب رحمت خداوند است.
اللهم ارني الطلعه الرشيده و الغره الحميده و اکحل ناظري بنظره مني اليه و عجل فرجه و سهل مخرجه

                                  

عید فطر نزدیکه و امیدوارم تونسته باشیم از این ماه پر برکت کمال استفاده رو ببریم

در دعای ندبه روز عید دردمندانه از خدا بخوایم بهترین پاداش و عیدی که سالهاس همه انتظارش رو می کشیم رو نصیبمون کنه

درخواست برقراری دولت کریمه حضرت مهدی(عج) بهترین پاداش و عیدی است که می تونیم در روز عید فطر از خداوند متعال در خواست کنیم

عید همتون مبارک و خیلی التماس دعاا


شعر ازمحمد رضا تقي دخت

متن هم از مقاله ای با نام امام زمان بهار دلها از سید جمال الدین حجازی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388;ساعت 2:12;  توسط کنیز مولا;  | 

 

در عشق تو، حالى است که فانى شدنى نيست

وصفش نتوان گفت به کس، دم زدني نيست

بالاخره به روز موعود رسیدم روزی که سالهاانتظارش را می کشیدم

 لطف خدا وعنایت مولام اامام حسین(ع)شامل حالم شد 

 من هم رهسپار کربلام
خدایا شکرت
بعد از این همه انتظار التماس یعنی باورم بشه  منم میرم؟؟؟
خدایا یک هفته دیگه من کجام خدا؟؟

نمی تونم تا اونجا نباشم تا تو خود حرم مولام نباشم نمی تونم باور کنم
خدایا این چند وقته یک طرف این روزای آخرم یک طرف
چقدر ثانیه ها دیر می گذرن
خدایا بهم قول بده اونجا که رفتم ثانیه ها به همین اندازه دیر بگذره نکنه تا چشم رو هم بگذارم موقع برگشتن باشه
 از همه دوستان خوبم عاجزانه خواهش می کنم دعام کنین دعام کنین دست پر برگردم
دعام کنین بفهمم کجا میرم که درک کنم ..که اسمم جزو زائرای واقعی مولام قرار بگیره ان شاالله

می شود مولا مرا مست گل یاست کنی؟!                          

       یا به تیغ عاشقی قربان عبّاست کنی؟!

              می شود در کربلای با صفایت یا حسین!                                

  ساغر جان را پر از صهبای احساست کنی.....؟!

اگر لایق باشم دعا گوی همه دوستان خوبم هستم

اللّهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود و ثبّت قدم صدقٍ عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الّذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388;ساعت 20:15;  توسط کنیز مولا;  | 

بهار که نزديک مي‏شود، خسته از سرماي سنگين زمستان، در انتظار يک نسيم بهار، به دنبال يک جوانه‏ي کوچک بر شاخه‏ي درخت که پيک نوبهار باشد همه‏ي شاخه‏ها را جست‏وجو مي‏کنيم،

 غبار يک زمستان طولاني را از چهره‏ي خانه مي‏زداييم، شيشه‏ها را از کدورت خاک پاک مي‏سازيم،

 باغچه را از بذر گل‏هاي ناب پر مي‏کنيم، گوشه گوشه‏ي خانه را به زلال انتظاري شيرين مي‏شوييم و در دل، شميم عطر دلکش بهار را دوره مي‏کنيم و سلامي تازه را بارها درترنم ذهنمان مرور، تا گاه آمدن بهار، مهيا باشيم.


بهار مي‏آيد، بهار سبز حقيقت، بهار پاک‏ترين دل‏هاي آسماني، بهاري‏ترين بهار تاريخ، به خداي آسمان و زمين قسم که حقيقت دارد. 

 بهار مي‏آيد و خدا زمين مرده را باز زنده مي‏کند  شايد فردا و شايد فردايي ديگر، آنچه حق است وعده‏ي خداست که بهار مي‏آيد  آري،

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد 
عالم پير دگرباره جوان خواهد شد

و شايد امروز هم براي خانه تکاني دير باشد، بايد خانه‏ي دلمان را از غبار غفلت پاک کنيم، بر پنجره‏هاي چشم‏هامان حرير عفاف بيفکنيم،

 خانه‏ي دل را به نور ايمان و معرفت آذين ببنديم؛ که خدا خواسته از يقين لبريز شويم،  از عشق بهار سرشار باشيم.
.

بايد زمزمه‏ي زلال بودن، پاک بودن و خوب بودن رابه جاي هر نواي ديگري گوش در گوش بخوانيم تا ياران بهار بسيار شوند  و منتظران بهار فزوني گيرند. 
براي آمدن بهار، براي ديدن سبزترين روز هستي، براي حس کردن زلال‏ترين وجود عالم خلقت، بايد رشته‏ي انتظار را از صميم قلب تا اوج آسمان اجابت بگشاييم.

بايد به تضرع و تمنا بخواهيم که بهار بيايد، بخواهيم که ظلمت و سرماي زمستان غيبت به سر آيد. بايد ظهور بهار را انتظار بکشيم.  آن قدر چشم بر آسمان تمنا بدوزيم تا نسيم حضورش را حس کنيم و در پرنيان دلپذير نگاهش، وجود را سبز ببينيم.

 آنچه حق است، وعده‏ي خداست که مهدي موعود مي‏آيد و آنچه بر ماست، آراستن جان ناقابل است تا لايق درگاه دوست گردد.

گر نثار قدم يار گرامي‏نکنم 
گوهر جان به چه کار دگرم بازآيد

کاش که بيايد و بهاري الهي را در دل‏هاي تک تک‏مان به پا کند و ما چشم دوخته در آينه‏ي معرفتش و شناساي قدر والايش، سر به اطاعت محضش نهيم و جان و سر به رهش فدا کنيم. خوشا روزي که بيايد آن سراسر مهر، آن لطف ازلي، آن محبت جاري و آن حقيقي‏ترين بهار.

مي رسد بهار و من، بي شکوفه ام هنوز  
                               

              آفتاب من،بتاب!مهربان من،ببار!
 

 آماده شويم که آمدن بهار سخت نزديک است.

سال نو رو به همه دوستانم  پیشاپیش تبریک عرض می کنم وآرزو می کنم همتون سالی توام با خوشی و سلامتی داشته باشید سبز و بهاري بمانيد

عید همتون مبارک 

 


متن بالا از کتاب روح بهار نوشته خیلی زیبای خانم زارعان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387;ساعت 1:5;  توسط کنیز مولا;  | 

 سلام من به محرم، محرم گل زهرا                     به لطمه‌هاي ملائك به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم، به تشنگي عجيبش            به بوي سيب زمين غم و حسين غريبش

 

السلام عليكم يا اباصالح المهدى(عج)

 السلام عليك يا امين الله فى ارض و حجته على عباده

(يا صاحب الزمان آجرک الله)

 

ایام شهادت سالار شهیدان امام حسین(ع) و قمر بنی هاشم (ع)را بر شما و عاشقان راستینش تسليت عرض میکنم

التماس دعاا

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387;ساعت 14:23;  توسط کنیز مولا;  | 

                                حضور در حج ودیدار یوسف زهرا(س)


به سفري رهسپاري که آخرين سفير الهي (عليه‏السّلام) نيز در ايّام حج آن جا است و تکبير و تهليل و تسبيحات، با ذکر او، از اين سرزمين، به سوي آسمان بالا مي‏رود! چه پيوند زيبايي! هوايي را استنشاق مي‏کني که يوسف زهرا (عليهاالسلام) در آن هوا نفس مي‏کشد!...
عبيدبن زراره مي‏گويد: صادق آل محمد (صلّي ‏اللّهُ‏ عليه‏ و آله‏ و سلّم) مي‏فرمايند:


                يفقد الناس إمامهم يشهدالموسم فيراهم ولايرونه؛  

 مردم، امام خود را نيابند. او، در موسم حجّ، شاهد ايشان است و آنان را مي‏بيند، امّا آنان، او را نمي‏بينند.
ابومحمّد حسن بن وجناي نصيبي، پنجاه و چهار مرتبه به حج بيتِ الله الحرام مشرّف شد به اميد آن که جمال يار را زيارت کند. بعد از رسيدن به آرزويش، امام مهدي (عجّل اللّه تعالي فرجه الشريف) به او مي‏فرمايد:

«اي حسن! آيا فکر کردي که امر تو بر من مخفي بود؟! به خدا قسم! هر حجّي که انجام دادي، من با تو بودم...»


لذا محمّد بن عثمان عمروي، نايب دوم، در اين خصوص، قسم جلاله ياد کرده و فرموده:

 «والله! إنَّ صاحب هذا الأمر ليحضر الموسم کلَّ سنةٍ يري الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه؛ 

 آن حضرت، هر سال، در موسم حج حضور مي‏يابد و مردم را مي‏بيند و مي‏شناسد، امّا مردم او را مي‏بينند، ولي نمي‏شناسند.».

حضور سبز حضرت بقيةاللّه، حجةبن الحسن(عجّل اللّه تعالي فرجه الشريف) در مراسم حجّ و بويژه در عرفات و مِني‏، سبب شده که برخي از عاشقان حضرت‏اش، در ايّام حج، گل روي او را مشاهده کنند و به آرزوي خود برسند.

                 رسيد مژده که ايّام غم نخواهد ماند 
                چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند

علي بن مهزيار اهوازي مي‏گويد: «من، بيست مرتبه به زيارت خانه خدا مشرف شدم، در حالي که در تمام اين سفرها، قصدم، ديدن امام زمان (عليه‏السّلام) بود؛ چون، شنيده بودم، هر سال، در ايّام حج، آن حضرت، براي زيارت خانه‏ي خدا به مکّه مي‏رود، ولي در اين بيست سفر، راه به جايي نبردم و موفّق نشدم تا اين که...».
ادامه را از زبان اين قلم بشنويد: تا اين که آخرين بار، حجّ‏اش، حجّ شد و به منتهاي آرزويش رسيد، و جان تشنه‏اش را سيراب، و رخسار خسته‏اش را طراوت بخشيد.

        نصيب من، عرفات و مقام و مشعر کن‏ 
                 به شوق ديدن خود، راهي مِنايم کن‏

                      تمام حجّ، به لقاي جناب حضرت تست‏ 
                              عطا، در اين سفر، از نعمت لقايم کن

آيةالله سيّد محسن امين عاملي (رحمة اللّه عليه) صاحب کتاب ارزش‏مند أعيان الشيعة مي‏گويد: 

«... اين جانب، به مکّه مشرف شدم و در همه جا، از طواف گرفته تا عرفات، مِني‏ و مشعر، دل در شور و عشق حضرت وليّ عصر(عجّل اللّه تعالي فرجه الشريف) داشتم؛ چرا که با الهام از روايات و استفاده از اخبار، يقين داشتم که آن بزرگوار، همه ساله، در موسم حج، تشريف دارند و مناسک را به جاي مي‏آورد. از خدا خواستم که مرا به فيض ديدار نائل آورد، امّا ايّام حجّ سپري شد وموفّق نشدم. در اين انديشه بودم که چه کنم؟ آيا به لبنان برگردم و سال بعد براي زيارت و در پي مقصود بازگردم و يا اين که همان جا رحل اقامت افکنده و از خدا، حجّت او را طلب کنم؟.
پس از محاسبه‏ي بسيار، تصميم بر ماندن گرفتم تا شايد خداوند مدد کند و توفيق يار گردد و به منظور برسم.
تا مراسم سال بعد، ماندم، امّا با همه‏ي تلاش و جست و جو، سال بعد هم توفيق ديدار نيافتم. باز هم ماندم و تا سال سوم و چهارم و پنجم و يا هفتم، اين توقّف ادامه يافت. در آخرين سال توقّف‏ام در مکه که موسم حج فرا رسيد، پس از انجام دادن مناسک حجّ، روزي پرده‏ي خانه کعبه را گرفتم و بسيار اشک ريختم و به بارگاه خداوند گله بردم که چرا توفيق ديدار حاصل نيامده است؟، تا اين که پس از راز و نياز...» او هم موفق مي‏شود و جان خسته‏اش را رونق و رمق مي‏بخشد.

گر بنده بُوَد بنده، کسي جانب او نيست‏ 
     بي پرده سراپرده‏ي آن شاه، توان يافت‏

           جز پرده‏ي عصيان، نبود حايل ديدار 
                گر ابر گناهان رود آن ماه توان يافت‏

                         ما را چه لياقت به شرف يابي دائم‏ 
                                اين بس که گهي فرصت کوتاه، توان يافت
.

خیلی التماس دعااااااااااا

 خیلی محتاجم یادتون نره.....


متنی که در این پست نوشتمو خیلی دوست دارم با خوندنش حال و هوای عجیبی دارم  مخصوصا حالا که در آستانه این ماه  عزیزهستیم نوشته خیلی زیبایی آقای محمد رضا فوادیان  در کتابی با عنوان مهدی روح حج

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387;ساعت 0:35;  توسط کنیز مولا;  | 

 

ولادت باسعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت  حضرت امام رضا (ع) بر همگان مبارک باد.

گلدسته‌ها و صحن و سرا جار می‌زنند

شب تا سحر برای خدا زار می‌زنند

دیوانه‌ها جنون‌زده با یك زبان خاص

از جام ثامن الحججی جاز می‌زنند

پروانه‌های شهر خدا گرد شمع او

چنگی به چین پرده پندار می‌زنند

هر شب كبوتران به تمنای یك طواف

چرخی به دور حلقه سرا می‌زنند

با لحن خود ابالحسنی حرف می‌زنند

این پرده‌ها كه بر دور دیوار می‌زنند

نقاره‌های گنبد مولا رضا غروب

آهنگ حج واجبه انگار می‌زنند

هزار حنجره فریاد؛ یا رضا مددی

پرم ز ظلمت و بیداد؛ یا رضا مددی

خراب لحظه پرواز گِرد گنبد زرد

 

دخیل پنجره فولاد؛ یا رضا مددی

 

از همه دوستان التماس دعا

عیدتون مبارک


شعر و عکس از سایت تبیان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387;ساعت 0:15;  توسط کنیز مولا;  | 

سلام اي انتظــار انتظـــارم                                                    سلام اي رهبر و اي يادگارم

  سلامم بر تو اي فرزند زهرا                                                   سلامم بر تو اي نـــاجي دنيا


امشب حديث عشق خود را فاش مي گويم، تا آسمان پولک نشان، چشمک زنان،

 بر قدسيان، باراني از عطر شقايق ها بريزد.


          مي گويم امشب، نيمه شعبان، يک تکه از انوار يزدان،
         يک گوشه از عرش الهي، فرش زمين را مهبط نور خدا کرد.

 
         تندر، حديث شوق ما شد،
         برقي جهيد و آذرخشي، بوم ما را از سپيدي روز روشن کرد.
        از شاديش خنديد شبنم،


        ياس سپيد مرغ ما "- زهرا سلام الله عليها "-
        اين بار از زيبا گل نرگس، گل پاکي، گل شادي،

        گل سرشار از عطر حقيقت، هديه اي مي خواست.

        نويد شادماني، بانگ آزادي، خروش عدل، گلبانگ رهائي را طلب مي کرد.
       و نرگس - اين گل پاکي - پذيرا شد. 
        و عالم چشم بر نرگس، پر از عشق و تمنا شد. 
        بلورين يادگار فاطمه،

        از دامن نرگس  جهاني را گلستان کرد: 


    بگو با آن که مي گويد به يک گل کي بهار آيد

 
     گل نرگس، جهاني را گلستان مي کند امشب

امام زمان عج

ما منتظريم از سفر برگردي 

                                                                        يک روز شبيه رهگذر برگردي

با کاسه آب و مجمري از اسپند

                                                                    ما آمده‌ايم پشت در برگردي

وقتي سر شب که رفتنت را ديديم

                                                              گفتيم نمي‌شود سحر برگردي

ما منتظر توايم آقا نکند 

                                                                             يک جمعه غروب بي خبر برگردي

من گوشه‌نشين کوچه برگشتم

                                                                 اي کاش که از همين گذر برگردي

پرواز نمي‌کنيم از اينجا بايد

                                                                        در فصل نبود بال و پر برگردي

وقتش نرسيده است اي مرد ظهور

                                                            با سيصد و سيزده نفر برگردي

میلاد یوسف زهرا(س) مهدی فاطمه صاحب زمان

بر منتظران مبارک

بر چهره پر ز نور مهدي صلوات        

            بر جان و دل صبور مهدي صلوات

تا امر فرج شود مهيا بفرست 

                          بهر فرج و ظهور مهدي صلوات

التماس دعا........


متن از کتاب بر بال نور نوشته عبدالحسین فخاری

شعر از   "علي اکبر لطيفيان"    

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387;ساعت 0:1;  توسط کنیز مولا;  | 

جمعه‏هاي صبوري يکي در پي ديگري مي‏آيند و مي‏روند و چشم‏هاي منتظر از آغاز هفته چشم به راه جمعه مي‏ماند.

جمعه انگار دريچه‏اي است به وادي سبز و پرتکاپوي انتظار.

لحظه‏اي است که مي‏توان در آن سر از لايه‏هاي هزار توي روز مرگي بيرون آورد و همراه با دعاي منتظران نفسي تازه کرد و دل را از نسيم خوش انتظار لبريز نمود. جمعه‏هاي پي در پي انگارنردباني است که قدم به قدم از آن بالا مي‏روي و پله پله به آن لحظه‏ي آسماني موعود نزديک مي‏شوي.

به هوش! که پايت نلغزد، جمعه اي را از ياد مبري، پله‏اي را جا نيندازي. آن‏گاه بنگري چه نردبان سبزي است اتصال جمعه‏هاي پي در پي لبريز از انتظار و چه شيرين تو را به موعود مهرباني‏ها نزديک مي‏کند.


عصر پنج‏شنبه وقتي که خورشد اندک اندک سر بر غروب دلتنگي مي‏نهد، وقتي آسمان پر مي‏شود از فرشتگاني که با قلم‏هاي طلا، صحيفه‏هاي نقره‏ي‏شان را از صلوات بر محمد و آل محمد پر مي‏کنند،  

 دل به هواي ديداري يا نسيم کرامتي و يا دست کم به هواي شيريني راز و نيازي، در هر تپشي، بر زلال‏ترين چشمه‏ي رحمت جاري خدا، پيامبر مهرباني‏ها محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و بر همه‏ي گل‏هاي پاک بوستانش سلام و درود مي‏فرستد و از اين درودها ريسماني مي‏سازد تا بهشت، با کوله‏باري از هزاران اقاقياي نيکي و باراني که هر قطره‏اش کدورت هزار گناه را مي‏شود و با آن ريسمان تا هزار پله بالا مي‏رود. 

 تا آن جا که جز هاله‏اي از نور آبي رنگ اجابت چيزي نيست.
چه مي‏شود اگر شبي تا ميان آن هاله‏ي نور بالا رويم و در آن غوطه‏ور شويم و نورانيت شب جمعه را دريابيم.

سبحان الله اگر اين شب جمعه است با اين روشني؛ پس روز جمعه را چه نياز به طلوع خورشيد است؟

و لحظه‏اي دلت مي‏لرزد و اشک چشمت را پر مي‏سازد و آرزو مي‏کني کاش خورشيد جمعه‏ي موعودمان طلوع مي‏کرد و ما در چشمه‏ي نورش همه‏ي تاريکي دلمان را مي‏شستيم. 

چه بهانه‏ي شيريني است آمدن جمعه براي دل‏هاي پاک که از کدروت يک هفته آلودگي به دنيا خسته‏اند و مي‏خواهند در چشمه‏ي زلال جمعه شست و شويي بکنند، پاک و شفاف شوند و آينه صفت در انتظار ديدارش بنشينند.


            چه قدر جمعه‏ها به بهشت نزديک است ....
 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387;ساعت 0:48;  توسط کنیز مولا;  | 

 http://www.nanjoon.com

يا اميرالمومنيــــــــن روحي فداک                   آسمـــان را دفن‌کردي زير خاک

آه را در دل نـهــــــــان کردي چـرا                    مــاه را در گل نهان کردي چـرا

يا علي جان تربت زهرا کجاست؟                    يـــادگار غربت زهرا کجـاست؟

تا ز نـورش ديده را روشـــــن کنم                    بـر مـزارش شعله‌ها بر تن کنم

آه ازآن ســــاعت که‌آتش درگرفت                   جـــام را از ساقي کوثـر گرفت

ياد پهلـــــــويش نمازم را شکست                   فرصــت راز و نيازم را شکست

آه زهـرا تا ابـــــد جـــــــــاري بود                   دست مـولا تشـــنه يـاري بـود

چون علي شد بي‌کس و بي‌هم‌نفس               گفت يا زينب به فريـــادم برس

 

 ** اَلــسَّــلامُ
عــَلـَيــْكِ يــا ســــَيّــِدَةَ
نـِسـاءِ العـالَمـيـن اَلـسَّـلامُ عَـلـَيْكِ
يا والِـدَةَ الْحُجُجِ عَلَى النّاسِ اَجْمَعينَ، اَلسَّلامُ
عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمَظْلوُمَةُ الْمَمْنوُعَةُ حَقُّه،اَللّهـُمَّ صـَلِّ عَلى اَمَتِكَ
وَابـْنـَةِ نـَبـِيِّكَ وَ زَوْجـَةِ وَصـِىِّ نـَبـِيِّكَ صَلوةً
تَزْلفُه فَوْقَ زُلْفى عِبادِكَ الْمُكْرَمينَ
مِنْ اَهْلِ السَّمواتِ وَاَهْلِ
الارَضَـين

      ** یافاطمه(س) من عقده دل وا نکردم **       

 ** گشتم ولی قـبــر تو را پـیدا نکردم **

           ** چـشـم انـتـظارم، مـهـدی(عج) بیـاید **            

 ** تـا تـــربـــتـــت را، پــیــدا نـمــایــد **

 

آری!زخم های مادر، مرهم نبیند، مگر آن که مولایمان گرد غربت از ذوالفقار برگیرد و با ندای:

 

« أنا الصَمصامُ المُنتَقِم »

منم شمشیر برّان انتقام!

انتقام بزرگ مظلومه تاریخ را بستاند.

 

شهادت سبب پيدايش هستي، و علت خلقت انسان، و مادر کونين و اسطوره و الگوي زنان عالمين، دختر رسالت، همسر ولايت و مادر امامت، حضرت فاطمه زهراء(سلام الله عليها)
را خدمت اقا امام زمان(عج) و تمام شیعیان و مریدان آن حضرت تسلیت عرض می کنم 

التماس دعااااا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387;ساعت 0:30;  توسط کنیز مولا;  |